تبلیغات
از ن ....تا ..ی.... نقاشی و نگارگری

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دل نوشت

من آن خاموش خاموشم كه با شادی نمی جوشم
ندارم هیچ گناهی جز.که از تو چشم نمی پوشم
تو غم درشكل آوازی شكوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز. كه بر من دل نمی بازی
مرا دیوانه می خواهی ز خود بیگانه می خواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه می خواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بی خود تر از مستی
نگاهم كن نگاهم كن شدم هر آنچه می خواستی
بكش دل را شهامت كن مرا از غصه راحت كن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت كن
بكن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
  نمی ترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر

 
 کلیک کن ترانه قشنگیه از دس نده

http://www.sarzaminmusic.com/Sarzaminmusic/Persian/24KB/Sattar%20-%20Golbanoo/06_%20Salam.mp3

درج لینک تا اطلاع ثانوی خراب بید

آلبرشت دورر

آلبرشت دورر (۱۴۷۱-۱۵۲۸) نقاش و حکاک و ریاضی‌دان آلمانی دوره نوزائی است. او را بخاطر نبوغ و وسعت کارها و علائقش داوینچی آلمان نامیده‌اند. 

دورر در نورنبرگ بدنیا آمد. پدرش طلاساز بود و آلبرشت نزد او طلاسازی آموخت. سپس از ۱۴۸۶ تا ۱۴۹۰ نزد نقاش آلمانی میخائل ولگموت به کار نقاشی پرداخت.

در ۱۴۹۴ ازدواج کرد و اندکی بعد به ونیز رفت و با کار نقاشان آن زمان ایتالیا آشنا شد. پس از یکسال به نورنبرگ بازگشت و ده سال در آنجا اقامت کرد. بیشتر کارهای مهم حکاکی خود را در این دوره انجام داد. در همین دوره بود که به حکاکی روی مس پرداخت و مانند بسیار از هنرمندان دوره رنسانس، به مسایل مربوط به مناظر و مرایا (پرسپکتیو) و نسبت‌های بدن انسان و نیز کالبدشناسی علاقه‌مند شد.

پس از این دوره دوباره به ونیز رفت و این بار بیشتر به نقاشی پرداخت. آثار او مورد توجه هنرمندان ونیزی قرار گرفت و از برخی کارهای او تقلید می‌شد. چند اثر مذهبی او را اشراف خریدند و امیراتور رودولف دوم یکی از آثار او را خرید و با خود به پراگ برد.

 

دورر با وجود محبوبیتش در ونیز، دوباره به نورنبرگ بازگشت. آوازه دورر در سراسر اروپا پیچیده بود و بسیاری از هنرمندان آن دوره با او مکاتبه و دوستی داشتند. رافائل افتخار می‌کرد که با دورر مبادله نقاشی کرده است. در این زمان دورر به امپراتور ماکسیمیلیان نزدیک بود و بسیاری از کارهای خود را برای او و با حمایت مالی او انجام داد.

با مرگ ماکسی میلیان در ۱۵۱۹ دورر در پی حامی دیگری رفت. با همسرش و یک خدمتکارشان عازم هلند شد و در گذشتن از شهرهای سر راه آثاری نیز ایجاد کرد. هدف او حضور در مراسم تاجگذاری امپراتور جدید یعنی شارل پنجم بود.

در ۱۵۲۱ از این سفر طولانی به نورنبرگ بازگشت. در این سفر به بیماری نامعلومی دچار شد که تا آخر زندگی با او بود.

در نورنبرگ دورر طرح‌هایی برای چند نقاشی مذهبی کشید ولی کار نقاشی بزرگی را به پایان نرساند. در عوض چند کتاب در زمینه هندسه و نسبت‌های بدن انسان و نیز رساله‌ای در فن قلعه سازی و استحکامات نوشت.

دورر در ۱۵۲۸ در سن ۵۶ سالگی در نورنبرگ درگذشت.

رومی پر آشوب* Michelangelo

 ( رومی پر آشوب) Michelangelo Buonarroti

مشهور به «میكل آنژ»، نقاش، مجسمه ساز، آرشیتكت، مهندس و شاعر؛ برجسته ترین هنرمند دوره رنسانس در۶مارس (15 اسفند)سال 1475 میلادی در كاپرزه در نزدیكی آرزو ایتالیا به دنیا آمد. میکل آنژ از نوابغ عصر رنسانس به شمار می رود كه در طول حیات خود، زندگی پرافتخاری را سپری كرد. وی با تمام پاپ های دوره رنسانس همكاری داشت. وی زمانی در نزد «لوران دو مدیسی» به سر می برد و ژول دوم و لئون دهم پاپ های معاصر به او کارهای صنعتی و هنری محول می کردند.
دو اثر برجسته خود را یعنی «مریم مادر عیسی» و «داوود» را قبل از رسیدن به سن سی سالگی تراشید. نقاشی سقف كلیسای سیكستین، طراحی میدان كاپیتول مقر سنای شهر رم، احداث كلیسای سن پیترو كه عملیات اجرایی آن 32 سال پیش از آن با مرگ برامانته آرشیتكت اولیه آن متوقف شده بود و طراحی گنبد فوق العاده این بنای قدیمی به ارتفاع 136 متر از شاهكارهای میكل آنژ بشمار می رود.
 «مجسمه حضرت موسی »، « رب النوع سپیده دم»، « روز »، «شفق »، «شب در فلورانس»، «تصویر های پیامبران» و «زنان غیب گو» و «تصویر روز محشر» از جمله دیگر آثار بر جسته اوست.
او در18 فوریه سال 1564 میلادی در سن 89 سالگی در شهر رم چشم از جهان فروبست. «لئوناردو داوینچی» و «رافائل» دو هنرمند هم عصر وی می باشند

من خیلی دوسش دارم

سایت میکل آنژ  

مریم مقدس و مسیح (مجسمه پیئتا)   

عاشق ای مجسمه ام (این مجسمه داستان ها داره كه حتما براتون مینویسم

پابلو پیكاسو

پابلو پیكاسو

در 25 اكتبر 1881 دناماریا پیكاسو رویز پسری به دنیا آورد. او را در كلیسای سانتیاگو ی مالاگا غسل تعمید دادند و اسمش را به یاد عموی مرحومش پابلو گذاشتند. پدرش خوزه استاد طراحی بود و او را برای تحصیل به مدرسه هنر بارسلونا فرستاد. در مدرسه هنر از زمره ی كودكان فوق العاده تیزهوش بود در حالیكه در مدرسه ی خودش حتی ساده ترین مباحث خواندن، نوشتن و حساب را نمی فهمید. او دائم به نقاشی كردن صورت معلم، میز، ساعت و هر چیز دیگری كه ممكن بود، مشغول می شد. پابلو در نوزده سالگی به پاریس رفت و در آنجا به نقاشی از آدمهایی پرداخت كه به مذاق اكسپرسیونیست ها خوش می آید. گدایان، بی خانمانها، دوره گردها و سیرك بازها. ولی از قرار معلوم این كارها راضی اش نمی كرد و مطالعه درباره هنر بدوی را آغاز كرد كه در جریان آن توجهش به آثار گوگن و شاید ماتیس هم جلب شد. او آموخت كه چگونه می توان تصویر یك صورت یا یك شی ء را با استفاده از عناصر بسیار ساده به وجود آورد. پیكاسو و دوستانش تصمیم گرفتند بازنمایی اشیاء را به گونه ای كه در برابر چشمانمان ظاهر می شوند، رها كنند. آنها به این باور رسیدند كه تماشاگر هر آنچه آنها تصویر می كنند در طبیعت عالیتر و اصیلتر می بیند. پس تماشاگر را به بازی ظریفی دعوت كردند. یعنی ارتباط اشیاء و عناصر. مبتكران كوبیسم معتقدند هنگامی كه به شی ء خاصی مثلا یك ویولون فكر میكنیم، آنگونه كه آن را با چشم سر می بینیم در برابر ذهن ما ظاهر نمی شود. واقعیت این است كه جنبه های مختلف آن را در آن واحد تصویر می كنیم. برخی از آنها چنان برجسته می شوند كه احساس می كنیم، می توانیم آنها را لمس كنیم و برخی دیگر شفافیت كمتری دارند. ولی با همه این احوال، این معجون عجیب صور ذهنی، ویولونی واقعی تر از هر آنچه را كه نقاشیهای دریافت فوری یا ترسیمهای دقیق و موشكافانه بتوانند تصویر كنند، باز می نمایاند. البته در این شیوه یك نفطه ضعف وجود دارد كه طرفداران كوبیسم خود بدان آگاهی دارند. آنان كه به یك تصویر كوبیسم نگاه می كنند باید بتوانند شكل واقعی آن را در ذهن تداعی كنند. این است كه نقاشان كوبیست معمولا از نقش مایه های آشنا مانند گیتار، بطری، ظرف میوه یا گهگاه پیكر انسان استفاده می كنند تا نگرنده بتواند به سادگی خط و ربطها را در تابلو پیدا كند و به ارتباط بین عناصر مختلف تصویر پی ببرد. پیكاسو را نجات دهنده هنر نقاشی از استبداد فیگوراتیف می دانند و كوبیسم او را كه با "دختران اوینیون" آغاز شد راهگشای نقاشی آبستره. اختراع كولاژ و به پیش راندن سورئالیسم نیز مدیون پیكاسوست.

پیكاسو بیش از هر نقاش دیگر، دوست برتر و برگزیده شاعران هم عصر خود بود. از آغاز ورود به پاریس( گرچه یك كلمه فرانسه نمی دانست و جایی هم برای اقامت نداشت ) تا پایان روزهای عمر با بزرگترین نویسندگان و شاعران قرن خود، دوستی نزدیك و پایدار داشت كه در میان آنان می توان از آندره مالرو، پل الوار، ژان كوكتو، گیوم اپولینر، ماكس ژاكوب، آندره بروتون، آراگون، ژاك پرور و ... نام برد.

در مورد پرتره، پیكاسو معتقد بود كه پرتره ها می بایستی نه یك شباهت جسمی و فیزیكی، نه یك شباهت روحانی و معنوی بلكه یك شباهت روانی و پسیكولوژیكی با صاحب پرتره را به نمایش بگذارند.همچنان كه پانصد سال پیش از او "لئوناردو داوینچی" كه در نوآوری هنری سر صفی قرار می گیرد كه در انتهایش پیكاسو قرار گرفته، هنگام نقاشی از صورت زن جوان مدل تابلوی خود متوجه شباهت بسیار كار، اما فاقد روح خود شد و خطاب به مدل گفت: "بانوی عزیز، شما در تمام مدتی كه روبروی من نشسته بودید نقاب بر صورت داشتید، من نقاب را نقاشی كردم نه آن روحی كه شما پشت آن نقاب پنهان كرده اید."

تك تك تابلوها و طرح های پیكاسو، یادداشت های روزانه اوست و مجموعه آنها كتاب زندگی او یا به بیان دیگر اتوبیوگرافی اش محسوب می شوند. تابلوی "گرانیكا" او مهم ترین نمونه یك اثر هنری متعهد كه بیش از میلیونها تراكت و اعلامیه تبلیغاتی در معرفی وحشت جنگ، ویرانی و قتل عام مردمان بیگناه یك شهر بی دفاع زیر اولین بمباران هوائی قرن بیستم در جامعه جهانی تاثیر كرد، شناخته شد و تابلوی "دختران اوینیون" اش بزرگترین اثر هنری قرن.

پیكاسو از همسر رسمی خود "الگا" پسری به نام پولو داشت. "ماری ترز" معشوقه اش از او دختری به اسم مایا به دنیا آورد و "فرانسواز ژیلو" معشوقه ی دیگرش یك پسر به نام كلود و دختری به اسم پالوما از او به جهان آورد. جدای از اینها زنان زیاد دیگری در زندگی نقاش جای داشتند چه "اودت" مدل فرانسوی ای كه در آغاز آمدن پابلو به پاریس با او آشنا شد و چه درامار معروف كه تابلوی مشهور زن گریان از چهره ی او ترسیم شده.پیكاسو همسر دومی نیز اختیار كرد كه ژاكلین نام داشت. هم او بود كه به اتفاق پولو پسر پیكاسو از الگا پس از درگذشت نقاش ادعا كردند كه قصد دارند، اراده ی پابلو پیكاسو را به اجرا بگذراند زیرا او در زمان حیات می خواست بخشی از تابلوهای كلكسیون خصوصی خود را كه یا خریداری كرده و یا دوستانش شخصا به او هدیه كرده اند، به دولت فرانسه واگذار كنند. این تابلوها امروز در یك تالار ویژه در موزه پیكاسو در پاریس نگهداری میشوند و در معرض تماشای بینندگان هستند.

ارثیه ای كه از پیكاسو بر جای ماند هم از نظر هنری و هم از نظر مالی، ارزش گسترده و عظیمی دارد و ماجرای تقسیم آن چون سرگذشت زندگی خود هنرمند پر سرو صدا بود و لااقل ده سال موضوع بحث ها و كشمكش های خانوادگی و قضائی و جنجالهای مطبوعاتی قرار گرفت و از بركت آن دولت فرانسه و موزه های آن به گنجینه هنری سرشاری دست یافتند. امروز با اینكه مشكل ارثیه نقاش میان وارثان به توافق نهائی رسیده و مسئله به هر حال فیصله یافته است اما شهرت پیكاسو و بهره جوئی تبلیغاتی كه ممكن است بدون اجازه وراث برای فروش یك كالای تجارتی از اسم پیكاسو شود، می تواند موضوع تعقیب قضائی پرجنجالی شود. این نوع بهره گیری از شهرت پیكاسو امروز به شدت رایج است كه آخرین پدیده ی آن اتوموبیلی است كه كارخانه های اتومبیل سازی معروف سیتروئن فرانسه به نام " سیتروئن پیكاسو " در ژانویه سال 2000 وارد بازار كرده اند و به یقین برای این نامگذاری قبلا از اداره "امور پیكاسو" كه به وسیله "كلود" پیكاسو پسر "فرانسواز ژیلو" در 1989 تشكیل شده، كسب اجازه كرده اند.

پابلو پیكاسو روز یكشنبه  8 آوریل 1973 در بیمارستان طی یك تشنج 2 ساعته درگذشت. وی یك سال و اندی از خونریزی ریه در عذاب بود. به نام او تا كنون سه موزه ی شناخته شده مهم تاسیس شده كه منحصرا آثار او را به نمایش گذاشته اند: موزه های پاریس، بارسلون و آنتیب. ده ها اثر او امروز در نه شهر فرانسه و صدها اثر دیگرش در بزرگ ترین موزه های جهان پراكنده اند و همین گستردگی و كثرت باعث شد درباره ی او بنویسند: او نه تنها بارورترین و پركارترین، بلكه تحسین شده ترین هنرمند سراسر جهان بوده است.

 

منابع: پیكاسو آفریننده ویران كننده، نوشته ی آریانا هفینگتون / تاریخ هنر گامبریج، نوشته ی ارنست گامبریج / پیكاسو  و درامار، نوشته ی  نیكول آوریل

نمایشگاه آثار نقاشی رضا صمدین

مایشگاهی از آثار نقاشی هنرمند معاصر رضا صمدی در موزه نگارستان واقع در مجموعه فرهنگی-تاریخی سعدآباد برگزار می گردد.در این نمایشگاه تعداد چهل تابلو نقاشی رنگ و روغن با موضوع منظره و طبیعت بیجان به سبک رئالیسم (واقعگرایی) به معرض نمایش گذاشته می شود. رضا صمدی متولد سال 1351 در تبریز است که از محضر اساتیدی چون استاد اسماعیل و استاد ابراهیم باجالانلو در تبریز و استاد ودود موذن در تهران استفاده نموده است .وی در بیش از ده نمایشگاه انفرادی و گروهی در داخل و خارج از کشور شرکت داشته و جوایزی را دریافت نموده است. مراسم افتتاحیه این نمایشگاه روز جمعه مورخ 7/2/86 ساعت 15در محل موزه نگارستان 

حیف از دست دادم اما تو سایت http://saadabadpalace.org/album-samadi.htm می توونین کل کارها رو ببینین

زندگی رافائل نقاش ایتالیایی

رافائل با نام کامل رافائلو سانزیوRaffaello Sanzio  نقاش، مجسمه ساز و معمار ایتالیاییوی كه روزسوم مارس( به گفته بعضی منابع ۲۸ مارس) ۱483 میلادی در اوریبنو Urbino متولد شد. پدر او نقاشی معمولی بود که تصاویر مذهبی می کشید. رافائل مقدمات نقاشی را از پدر خود آموخت. پدر رافائل پس از مرگ زنش پسر خود را به شهر «پروجیا» فرستاد، و وی در آنجا نزد نقاش معروف «پترووانسی» به نقاشی ادامه داد. رافائل در این سالها ابتدا نقاشی محراب کلیسای فرانسسکان را به انجام رساند .او در همین دوره زمانی دست به خلق ماندگارترین آثار تجسمی در حوزه هنر غرب زد . اولین اثر بزرگ رافائل « خلقت انسان » نام داشت كه او آن را در 19 سالگی خلق كرد . رافائل كه همدوره لئوناردو داوینچی بود تاثیر زیادی از كارهای اوگرفت و بر اساس تابلوی معروف داوینچی به نام مونالیزا، دوپرتره بنامهای «« لادونا گراوینا »» و««لادونا موتار »» رانقاشی كرد. مهمترین اثر او مدرسهٌ آتن نام دارد. شخصیتهائی كه تصویرشان توسط رافائل در سالنهای واتیكان ترسیم شده است، مربوط به یك ملت نبودند، و در میان آنها ارسطو ، افلاطون، لئوناردو داوینچی، میكلانژ، یك دانشمند عرب، یك موسیقی‌دان ایرانی، و همینطور چهره خود رافائل دیده می‌شود.

رافائل در 10 اكتبر 1520، هجدهم مهر 899، پس از 37 سال زندگی ، در رم درگذشت.

«مدرسه آتن» ، « خانواده مقدس»، «مریم بر صندلی» ، « گفتگو بر سر نان و شراب مقدس» و « باغبان زیبا» از مهمترین آثار رافائل هستن .

 

 
  • تعداد صفحات :5
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
 

درباره وبلاگ هنر

مدیریت : نقاش باشی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • به کدامیک بیشتر علاقه دارید؟





نویسندگان

mihan